|
وقتی رفتی همه چی رفت چه می دونی چی کشیدم من خسته تو که رفتی همه رویاهام خراب شد همه فرداهام سیاه شد همه لحظه هام تباه شد همه احساسم و قلبم فدات شد چشام بارید می دونی از غصه نالید همه آرزوهام خراب شد نمی دونی ثانیه ها م زیاد شد دیگه آفتاب نتابید دائم بارون می بارید تو که رفتی همه چی رفت خنده و شادی و خوشحالی تموم شد جای اون غصه اومد غم لونه کرد دیگه تنهام دیگه تنهایی با من دوست شده غصه و غم دیگه هر روز شده گریه و اشک و ناله دیگه خشکید دیگه قلبم نمیگه عشق چیه بیچاره شکه شده که این چه رسمیه وقتی اون رفت همه چی رفت دیگه دوست داشتن و عشق معنی نداره واسه من می دونی دیگه حتی به خودش اعتماد نداره دل من چه تلخ است که ندانی پایان آن همه احساس چیزی نیست جز حسرت نداشتنش چه تلخ تر زمانی که احساس می کنی همه رویاهایت به حقیقت می پیوندند ولی یکباره کاخ رویاهایت فرو می ریزد و صد افسوس که دلت تنها ماند.... قلم از خودم
باز آسمون دلم دوباره ابری شده چشام می خواد بباره دلم هوایی شده منتظره یه لحظه م تا که بیای دوباره سر بزارم رو شونت باز بخونم ترانه انگاری کوه غصه تویه دلم نشسته وای پس چرا نمیره دارم میشم خسته حالا دیگه دل من تنهای تنها مونده چرا نمیای پیشم آره فرزانه ت مرده نه که بگم اون مرده نه هنوز اون نمرده ولی کاش که می مرد و تو می شدی برنده برو خیالت راحت دلم شکسته مونده برو دیگه به سلامت دلم می مونه دست نخورده شعر از خودم * فرزانه*
برای با تو بودن هر کاری کردم می دونی چه سختی و عذابی رو تحمل کردم می دونی؟ حرفای مردم و به جون خریدم خیلی کارا کردم برات می دونم که می دونی تنها اینا نبود که رفت به باد دل سادمم ، شکستی رفتی بردی از یاد ولی من به یادتم به یاد اون حرفات که می گفتی قول می دم نزارم تنهات قولتم قول نبود ،همه چی رو بردی از یاد حالا من تنها موندم با کلی خاطرات مگه تو نبودی که میگفتی میمیرم برات؟ پس چی شد اون همه احساس و حرفات؟ خودت خوب می دونی همه چی و ریختم به پات اونا هیچی !! جونمو گذاشتم فدات یه سال با عکسات سر کردمو گفتم می مونم برات تو هم موندی و گفتی تا آخرم باهات نیومدی تو این یه سال پیشم ، گفتی چه باک؟ یکدفعه میام پیشت که بشیم واسه هم، تمام موندم و منتظر و دلتنگ که بیای داشت می شد ولی همه چی شد خراب انگار خدا نخواست باشیم واسه هم تو شدی واسه کسی و من نشستم با کلی غم.... شعر از خودم * فرزانه *
سلام دوستای گلم به خاطر نظرای قشنگتون و از اینکه منو تا اینجا همراهی کردین و تنهام نذاشتین یه دنیا ممنون نمی دونم چی شد که براتون اینطوری نوشتم راستش می خواستم یه خبر بدم اینکه از این به بعد می خوام متن ها و شعرای خودمو براتون آپ کنم البته من در اون حدی نیستم که چیزی بگم ولی امیدوارم خوشتون بیاد فقط ازتون می خوام مثل همیشه منو با نظراتتون راهنمایی کنید ممنون از همه تون دوستون دارم و یه تشکر ویژه از داداش گلم فرهاد ( فانوس) که به خاطر نوشته هام به من دلگرمی داد تا من بتونم بنویسم دیگه وقتتون رو نمی گیرم . متن اولم رو تقدیم می کنم به شما دوستای گلم هنوز هم دوستت دارم... رفتی بی صدا بدون هیچ حرفی و من ماندم و دلتنگی و اشک و آه و حسرت نبودنت و بالشتی کوچک که در زیرش بی صدا می گریم با خیالت نشسته ام و سایه ای از یک دلداده ی خیالی دهانم بی صدا ماند و من برای تو حرف ها دارم از دله شکسته ام که اینگونه تنها ماند از ثانیه هایی که گذشتند و رنگ سیاه غصه را بر دلم نشاندند از همه آن چیزهایی که خواهانم بگویم ولی نمی توانم... چون هنوز هم دوستت دارم ای بهترینم...
|
About![]()
به یادگار برای کسی که نه...برای به یادگار ماندن روزهای Archivesشهریور 1388مرداد 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 Links
فانوس دریا داداش فرهاد |