تبليغاتX
تنهاتر از تنهایی

تنهاتر از تنهایی

 

خداحافظ همین حالا

همین حالا که من تنهام ..خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شدن چشمام ...

خداحافظ کمی غمگین...به یاد اون همه تردید

به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید

اگه گفتم خداحافظ ..نه اینکه رفتنت سادست

نه این که می شه باور کرد دوباره آخره جادست

خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها

بدونی بی تو و باتو

همینه رسم این دنیا

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت12:49توسط فرزانه (فانوس) |

 

زهجران زود هنگام پرستوها

که با قانون هجرت زنده اند

دلم گرفته

از آسمان که ستاره می گیرد از من

و خورشید که مرا ز رویاهایم جدا می کند

خدایا دلم گرفته

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت12:33توسط فرزانه (فانوس) |

 

روزها گذشت …
هفته ها …
همينطور ماه ها …
روزهايي تلخ
هفته هايي بي هدف
ماه هايي به حرارت آتش و به سردي يخ
و اين چنين است که با هر نفس به پايان اين سفر نزديک ميشوم.
  

 

«تنها مرگ است که دروغ نمی‌گويد! حضور مرگ همه موهومات را نيست و نابود می‌کند.

ما بچهٔ مرگ هستيم و مرگ است که ما را از فريب‌های زندگی نجات می‌دهد، و در ته زندگی،

اوست که ما را صدا می‌زند و به‌سوی خودش می‌خواند.»

 

 

ما زبالاییم و بالا میرویم
ما زدریاییم و دریا میرویم

ما از آن جا و از اینجا نیستیم
ما زبیجاییم و بیجا میرویم

"لا اله"اندر پی "الا الله"است
همچو "لا"ما هم به "الا" میرویم

کشتی نوحیم در طوفان روح
لاجرم بی دست و بی پا میرویم

خوانده ای"انا الیه راجعون"
تا بدانی که کجاها میرویم

هین سخن خاموش کن با ما بیا
بین که ما از رشک بی ما میرویم

ای که هستی ما ره را مبند
ما به کوه قاف و عنقا میرویم

 

این متن رو از وبلاگ اممای عزیز برداشتم

روحش شاد

ز هـر جـا بگـذرد تـابـوت من غوغا به پا خيـزد
 
 
چـه سنگيـن ميـرود  اين مّــرده از بس آرزو دارد
 
 

هنوز باور کردنش سخته

خیلی تلخه ...

یه شوکه ناگهانی به همه ی ما وارد شد

کاش بودی ....

        روحت شاد و یادت همیشه گرامی خواهد بود امما جان    

 

     

                                                                           

  

+نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت15:29توسط فرزانه (فانوس) | |

 

  به خاطر تو سرودم

            چرا که تو تنها دلت به وسعت  دریاست

 

 دوستت دارم بی آنکه بدانم چرا ....

 

    

+نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387ساعت20:45توسط فرزانه (فانوس) |